کانال میهن مگ در بله ایجاد شد و تا پایان قطعی خدمتتون هستیم!

صفحه اصلی/فیلم و سریال و اخبار فیلم و سریال و حواشی فیلم و سریال : مردی که 3 روز داخل یک بیلبورد زندگی کرد؛ نتفلیکس چطور تبلیغ را به واقعیت تبدیل کرد؟

مردی که 3 روز داخل یک بیلبورد زندگی کرد؛ نتفلیکس چطور تبلیغ را به واقعیت تبدیل کرد؟

مرد داخل بیلبورد نتفلیکس برای تبلیغ فیلم The Last House

مرد داخل بیلبورد نتفلیکس

معمولاً وقتی از کنار یک بیلبورد رد می‌شویم، فقط چند ثانیه فرصت دارد توجه‌مان را جلب کند؛ یک تصویر بزرگ، نام یک فیلم، شاید تاریخ انتشار و تمام. اما نتفلیکس برای تبلیغ فیلم The Last House تصمیم گرفت این قاعده را به هم بزند. آن‌ها به‌جای اینکه تصویر یک انسان گرفتار در خانه را روی بیلبورد چاپ کنند، یک اتاق واقعی روی آن ساختند و یک مرد را داخلش گذاشتند.

نتیجه چیزی بود که بیشتر شبیه یک اجرای هنری شهری به نظر می‌رسید تا تبلیغ فیلم. نیتن شوپ (Nathan Shoop)، بازیگر آمریکایی، چند روز داخل اتاقی کاملاً مبله در ارتفاع حدود ۹ متری بالای Sunset Boulevard لس‌آنجلس زندگی کرد؛ کتاب خواند، ورزش کرد، با دوربین دوچشمی خیابان را نگاه کرد و با مردمی که پایین بیلبورد جمع می‌شدند، از طریق یک وایت‌برد ارتباط گرفت.

اما پشت این نمایش عجیب، یک ایده تبلیغاتی حساب‌شده وجود داشت: نتفلیکس داستان فیلم را از صفحه نمایش بیرون کشیده و آن را به نسخه‌ای واقعی در خیابان تبدیل کرده بود.

نیتن شوپ داخل بیلبورد تبلیغاتی The Last House نتفلیکس

یک خانه در ارتفاع ۹ متری

این کمپین از ۶ تا ۸ آگوست ۲۰۲۶ در تقاطع Sunset Boulevard و Selma Avenue در هالیوود اجرا شد. روی بیلبورد، چیزی شبیه یک خانه قدیمی با پنجره‌ای بزرگ ساخته شده بود و پشت آن پنجره یک اتاق نشیمن کامل دیده می‌شد؛ کتابخانه، گیاه، پرده، مبلمان و البته مردی که انگار واقعاً آنجا زندگی می‌کرد.

شوپ با لباس راحتی در خانه قدم می‌زد، کتاب می‌خواند، ورزش می‌کرد و گاهی با دوربین دوچشمی مردم خیابان را زیر نظر می‌گرفت. روی سازه نیز جمله‌ای دیده می‌شد که تقریباً تمام ایده کمپین را خلاصه می‌کرد: «چقدر می‌توانی دوام بیاوری؟»

خیلی زود، بیلبورد از یک تبلیغ کنار خیابان به یک جاذبه تبدیل شد. لس‌آنجلس تایمز گزارش کرد مردم و گردشگران برای دیدن مرد داخل بیلبورد توقف می‌کردند، عکس می‌گرفتند و درباره ماجرا حدس می‌زدند. حتی بعضی از حاضران گفته بودند همین کمپین باعث شده بخواهند فیلم را ببینند؛ دقیقاً همان واکنشی که یک تبلیغ موفق به‌دنبال آن است.

نیتن شوپ با دوربین دوچشمی در کمپین بیلبورد The Last House

The Last House درباره چیست؟

برای اینکه بفهمیم چرا این تبلیغ جواب داد، باید کمی بیشتر درباره خود فیلم بدانیم. The Last House یک فیلم علمی‌تخیلی، ترسناک و بقا به کارگردانی Louis Leterrier است؛ فیلم‌سازی که پیش‌تر آثاری مثل Now You See Me، The Incredible Hulk و Fast X را ساخته است.

داستان درباره خانواده Delgado است. Ann با بازی Greta Lee و Jason با بازی Wagner Moura همراه فرزندانشان ناگهان متوجه می‌شوند که خانه‌شان به شکلی غیرقابل توضیح از دنیای بیرون جدا شده است. درها و پنجره‌ها دیگر راه خروج نیستند و نیرویی مرموز اجازه نمی‌دهد خانواده از خانه خارج شود.

از آن لحظه، مسئله فقط فرار کردن نیست. مواد غذایی محدود می‌شود، خانه به‌مرور فرسوده می‌شود و اعضای خانواده مجبورند از همان چیزهایی که اطرافشان دارند برای زنده ماندن استفاده کنند. نتفلیکس برای واقعی‌تر شدن بخش بقا حتی از مشاور تخصصی بقا استفاده کرده و طراحان فیلم نیز خانه را طوری ساخته‌اند که با گذر زمان تغییر کند و فرسودگی سال‌ها زندگی اجباری در آن دیده شود.

فیلم ۱۱۲ دقیقه‌ای، بیشتر از اینکه فقط درباره یک «خانه قفل‌شده» باشد، روی فشار روانی زندگی در یک فضای بسته تمرکز دارد؛ جایی که امنیت خانه آرام‌آرام به اضطراب تبدیل می‌شود. Leterrier هم درباره فیلم گفته بود که The Last House ایده خانه به‌عنوان «پناهگاه امن» را به چالش می‌کشد و آن را به محیطی خصمانه تبدیل می‌کند که اعضای خانواده برای بقا مجبورند دوباره به یکدیگر اعتماد کنند.

همین نکته، کمپین بیلبورد را معنادار می‌کند. اگر The Last House فقط یک فیلم ترسناک معمولی بود، گذاشتن یک مرد داخل اتاقی روی بیلبورد شاید بیشتر شبیه یک حرکت عجیب تبلیغاتی به نظر می‌رسید. اما اینجا خود تبلیغ، خلاصه‌ای زنده از ایده فیلم است: یک انسان در خانه‌ای که نمی‌تواند از آن خارج شود و دیگران فقط از بیرون تماشایش می‌کنند.

خانواده فیلم The Last House با Greta Lee و Wagner Moura پشت پنجره

وقتی داستان فیلم وارد خیابان می‌شود

نتفلیکس دقیقاً همین موقعیت را از فیلم برداشت و به فضای واقعی آورد. نیتن شوپ هم در یک «خانه» گرفتار بود، با این تفاوت که مردم می‌توانستند از پایین خیابان زندگی او را تماشا کنند.

ارتباط او با عابران از طریق وایت‌برد هم بخشی از همین ایده بود. مرد داخل بیلبورد پیام می‌نوشت و مردم پایین خیابان جوابش را می‌دادند. بعضی‌ها حتی با تابلوهای دست‌ساز برگشتند تا با او ارتباط برقرار کنند. یک تبلیغ ثابت ناگهان تبدیل شده بود به چیزی که هر ساعت امکان داشت اتفاق تازه‌ای در آن رخ دهد.

نتفلیکس بعداً در گزارش رسمی Tudum درباره مرد داخل بیلبورد جزئیات بیشتری از این اجرا منتشر کرد و تأیید کرد که این اتاق واقعاً حدود ۳۰ فوت بالاتر از سطح خیابان ساخته شده بود.

وقتی مردم خودشان تبلیغ را پخش می‌کنند

شاید جذاب‌ترین بخش این کمپین خود بیلبورد نباشد، بلکه اتفاقی باشد که بعد از آن افتاد. کافی بود چند نفر از مرد داخل خانه فیلم بگیرند و تصاویرش را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند تا یک سؤال شکل بگیرد: این مرد چرا آن بالاست؟ همین سؤال به موتور اصلی تبلیغ تبدیل شد.

در تبلیغات معمولی، برند تلاش می‌کند پیامش را مستقیم به مخاطب برساند. اما در چنین کمپینی، مخاطب خودش دنبال توضیح می‌گردد؛ عکس می‌گیرد، ویدیو منتشر می‌کند، آن را برای دوستانش می‌فرستد و درباره اتفاق حرف می‌زند. بخشی از انتشار تبلیغ دیگر توسط نتفلیکس انجام نمی‌شود؛ مردم آن را ادامه می‌دهند.

این همان نقطه‌ای است که تبلیغ از فضای خریداری‌شده روی یک بیلبورد خارج می‌شود و وارد شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌ها و گفت‌وگوی روزمره مردم می‌شود.

خانواده گرفتار در خانه در فیلم The Last House نتفلیکس

تبلیغی خلاقانه که مستقیماً به داستان فیلم وصل است

کمپین‌های عجیب همیشه موفق نیستند. گاهی یک برند فقط کار غیرعادی انجام می‌دهد تا وایرال شود و ارتباط چندانی هم میان آن نمایش و محصول اصلی وجود ندارد. اما چیزی که تبلیغ The Last House را هوشمندانه‌تر می‌کند، ارتباط مستقیم آن با ایده فیلم است.

مخاطب قبل از دیدن فیلم، ایده مرکزی آن را به شکلی کوچک تجربه می‌کند: انسانی داخل فضایی بسته، جدا از دنیای بیرون، که مردم فقط می‌توانند از پشت شیشه او را تماشا کنند.

این نوع تبلیغات به چیزی نزدیک می‌شود که در بازاریابی با عنوان Experiential Marketing یا بازاریابی تجربی شناخته می‌شود؛ تبلیغی که نمی‌خواهد فقط دیده شود، بلکه تلاش می‌کند تجربه‌ای بسازد که مخاطب آن را به خاطر بسپارد.

آیا این تبلیغ واقعاً جواب داد؟

The Last House در تاریخ ۷ آگوست ۲۰۲۶ روی نتفلیکس منتشر شد؛ یعنی کمپین بیلبورد دقیقاً همزمان با شروع انتشار فیلم اجرا می‌شد. فیلم در فاصله انتشار تا پایان همان آخر هفته ۲۷.۵ میلیون بازدید ثبت کرد و به رتبه اول فهرست فیلم‌های نتفلیکس در آن هفته رسید. (TheWrap)

البته نمی‌توان این عدد را نتیجه مستقیم یک بیلبورد دانست. حضور Greta Lee و Wagner Moura، تبلیغات گسترده نتفلیکس، داستان فیلم و نمایش پررنگ آن در خود پلتفرم همگی در موفقیت اولیه نقش داشته‌اند. اما کمپین کاری کرد که The Last House حتی بیرون از خود نتفلیکس هم تبدیل به یک سوژه شود.

تبلیغ خوب فقط نمی‌گوید «فیلم ما را ببینید». کاری می‌کند قبل از دیدن فیلم، درباره آن کنجکاو شوید.

جمع‌بندی؛ وقتی بیلبورد دیگر فقط بیلبورد نیست

نیتن شوپ واقعاً برای همیشه به خانه‌ای در ارتفاع ۹ متری، یا حدود ۳۰ فوت، نقل مکان نکرده بود. همه‌چیز بخشی از یک کمپین برنامه‌ریزی‌شده برای The Last House بود. اما همین که مردم برای چند لحظه ایستادند، عکس گرفتند و از خودشان پرسیدند «این آدم آن بالا چه کار می‌کند؟»، یعنی تبلیغ کار خودش را انجام داده بود.

نتفلیکس می‌توانست تصویر Greta Lee و Wagner Moura را روی همان بیلبورد نصب کند، تاریخ انتشار را بزرگ بنویسد و منتظر بماند مردم برای چند ثانیه به آن نگاه کنند. در عوض، بخشی از خود فیلم را وارد دنیای واقعی کرد.

شاید همین مهم‌ترین دلیل موفقیت این کمپین باشد: نتفلیکس The Last House را تبلیغ نکرد؛ برای چند روز، اجازه داد مردم نسخه کوچکی از آن را در خیابان ببینند.

چقدر این مقاله برای شما مفید بود؟

برای رای دادن روی ستاره کلیک کن!

میانگین امتیازات : 5,0 / 5. تعداد امتیازات : 1

تا الان هیچکس نظر نداده ! تو اولین نفر باش!

میلیون‌ها کیلومتر اسکرول کردم تا به هدفم نزدیک بشم و این داستان همچنان ادامه داره...
مقالات مرتبط

8 تا از پربیننده ترین سریال های تاریخ نتفلیکس؛ از Wednesday و Stranger Things تا Bridgerton

پربیننده ترین سریال های تاریخ نتفلیکس نتفلیکس را می‌توان یکی از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ تلویزیون دانست؛ پلتفرمی…

ادیسه نولان؛ وقتی حماسه 3000 ساله با 250 میلیون دلار جان می‌گیرد | تریلر ادیسه نولان

ادیسه نولان؛ بزرگ‌ترین سفر نولان در دل تاریخ کریستوفر نولان پیش‌تر ما را در Interstellar تا دورترین…

تیم کوری در 80 سالگی درگذشت؛ از دکتر فرانک تا پنی‌وایز، داستان مردی که هیچ‌وقت معمولی نبود

بعضی بازیگرها را با یک فیلم به یاد می‌آوریم. بعضی‌ها را با یک شخصیت. اما تعداد بسیار…

دیدگاهتان را بنویسید