ادیسه نولان؛ بزرگترین سفر نولان در دل تاریخ
کریستوفر نولان پیشتر ما را در Interstellar تا دورترین نقاط فضا برد و در Inception وارد لایههای ذهن کرد. اما اینبار سراغ چیزی رفت که حتی برای فیلمسازی با بلندپروازیهای او هم شبیه یک قمار بزرگ بود: حماسهای که بیش از ۲ هزار سال است بشر آن را روایت میکند.
«The Odyssey» جدیدترین فیلم نولان، اقتباسی سینمایی از حماسه مشهور هومر است؛ داستان اودیسئوس، پادشاه ایتاکا، که بعد از جنگ تروا راهی سفری طولانی برای بازگشت به خانه میشود. سفری که قرار است چند روز طول بکشد، اما در نهایت سالهای زیادی از زندگی او را میبلعد.

نولان برای ساخت این داستان فقط سراغ یک گروه بازیگر بزرگ نرفته است. او فیلم را در شش کشور فیلمبرداری کرده، بیش از ۲.۱ میلیون فوت فیلم IMAX مصرف کرده، ۵۳۰۰ لباس برای تولید آماده کرده، به سراغ دکورهای عظیم و لوکیشنهای واقعی رفته و فیلمی ۱۷۲ دقیقهای ساخته که یکی از عظیمترین پروژههای کارنامه او محسوب میشود. و حالا نتیجه جلوی چشم ماست.
«ادیسه» تا ابتدای سپتامبر ۲۰۲۶ از مرز ۱.۵ میلیارد دلار فروش جهانی عبور کرده و در میان منتقدان نیز با استقبال گستردهای روبهرو شده است؛ Rotten Tomatoes امتیاز ۹۴ درصد منتقدان و ۹۷ درصد مخاطبان را ثبت کرده و متاکریتیک میانگین ۸۸ از ۱۰۰ را نشان میدهد. اما پشت این اعداد، فیلمی قرار دارد که شاید مهمترین سؤال دربارهاش نه «چقدر فروخت؟» بلکه این باشد: چطور میشود یک داستان ۳۰۰۰ ساله را طوری تعریف کرد که هنوز برای تماشاگر قرن بیستویکم تازگی داشته باشد؟
داستان The Odyssey چیست؟

داستان فیلم از اودیسئوس، پادشاه ایتاکا، آغاز میشود؛ جنگ تروآ تمام شده و او میخواهد به خانه بازگردد. اما در جهان هومر، «بازگشت به خانه» هرگز یک سفر ساده نیست. اودیسئوس و همراهانش در مسیر با موجودات افسانهای و نیروهایی روبهرو میشوند که هرکدام میتوانند پایان سفرشان باشند؛ از سیکلوپ پولیفموس گرفته تا آژیرهای دریایی، جادوگرانی مانند سیرسه و کالیپسو. خدایان نیز در این مسیر بیتفاوت نیستند و پوزئیدون، خدای دریا، دشمن اودیسئوس است. اما داستان فقط در دریا اتفاق نمیافتد.
در ایتاکا، پنهلوپه، همسر اودیسئوس، سالها منتظر بازگشت شوهرش است. در همین زمان، پسرشان تلماخوس که تقریباً تمام عمرش را بدون پدر گذرانده، باید در برابر کسانی که قصد تصاحب تاجوتخت را دارند ایستادگی کند. بنابراین «ادیسه» فقط داستان یک سفر نیست.
داستان سه نفر است:
- پادشاهی که میخواهد به خانه برگردد.
- ملکه ای که منتظر پادشاه مانده است.
- و شاهزاده ای که مجبور شده جای پدر غایبش را پر کند.
شاید همین است که باعث شده یک افسانه باستانی بعد از هزاران سال هنوز جذاب باشد.
مت دیمون؛ اودیسئوسی که نولان انتخاب کرد
نولان برای نقش اصلی، مت دیمون(Matthew Damon) را انتخاب کرد؛ بازیگری که پیشتر در Oppenheimer نیز با او همکاری کرده بود. اما اودیسئوس در نسخه نولان صرفاً یک قهرمان شکستناپذیر نیست. فیلم تلاش میکند مردی را نشان دهد که زیر بار جنگ، قدرت، غرور و انتخابهای خودش قرار گرفته است.
منتقدان نیز بیش از هر چیز بازی دیمون را ستودهاند. Rotten Tomatoes مجموعه نقدهای اولیه را منتشر کرد و بسیاری از منتقدان، بازی او را یکی از نقاط قوت اصلی فیلم دانستند. برخی حتی آن را از بهترین اجراهای کارنامه حرفهای او توصیف کردند.
دیمون در مقابل مجموعهای از بازیگران بزرگ قرار گرفته است: آن هتوی در نقش پنهلوپه، تام هالند در نقش تلماخوس، رابرت پتینسون در نقش آنتینوس، زندایا در نقش آتنا، شارلیز ترون در نقش کالیپسو و لوپیتا نیونگو در میان بازیگران اصلی فیلم حضور دارند.
نولان حتی در انتخاب بازیگران فرعی نیز دست از جاهطلبی برنداشته و بازیگرانی مانند بنی سَفدی، جانی لیگزیمو و الیوت پیج را وارد این جهان اساطیری کرده است.
۲۵۰ میلیون دلار؛ گرانترین فیلم کریستوفر نولان
ساختن یک فیلم حماسی درباره اسطورههای یونانی ارزان نیست. بودجه تولید «The Odyssey» حدود ۲۵۰ میلیون دلار اعلام شده؛ رقمی که آن را در جمع بزرگترین پروژههای تجاری نولان قرار میدهد. اما پول فقط برای دستمزد ستارهها خرج نشده است.
نولان برخلاف بسیاری از فیلمهای عظیم هالیوودی، تا حد ممکن سراغ ساختن جهان فیلم در دنیای واقعی رفته است. تولید طی ۹۱ روز و در شش کشور انجام شد: یونان، ایتالیا، مراکش، ایسلند، اسکاتلند و ایالات متحده آمریکا.
برای خلق این جهان، تیم تولید از دکورها و سازههای عظیم استفاده کرد؛ از یک کشتی وایکینگی تا غاری ۹۵ فوتی، اسبهای تروا در اندازه واقعی، هزاران سیاهیلشکر و حتی حدود ۲ هزار نفر برای صحنه محاصره تروا.
این همان چیزی است که نولان را از یک فیلمساز صرفاً دیجیتال جدا میکند. این همان چیزی است که نولان را از یک فیلمساز صرفاً دیجیتال جدا میکند. او نمیخواهد به مخاطب بگوید: «تصور کن اینجا یک شهر باستانی است.» او یک شهر باستانی میسازد.
انقلابی در فیلمبرداری؛ کاملا IMAX
شاید عجیبترین تصمیم فنی «ادیسه» همین باشد. نولان تصمیم گرفت فیلم را بهطور کامل با دوربینهای فیلم IMAX بگیرد؛ اتفاقی که برای یک فیلم داستانی بلند پیش از این سابقه نداشت. این موضوع باعث شد IMAX و تیم نولان برای پروژه، دوربین نسل جدیدی به نام The Keighley توسعه دهند که امکان ضبط صدای همگام را نیز فراهم میکرد.
مشکل دوربینهای IMAX قدیمی این بود که بزرگ و پرصداتر از دوربینهای رایج بودند و همین مسئله برای صحنههای دیالوگ دردسر ایجاد میکرد. برای حل این مشکل، تیم تولید سیستم عایق صدای جدیدی ساخت. نتیجه؟ ۲.۱ میلیون فوت یعنی حدود ۶۴۰ کیلومتر فیلم IMAX در جریان تولید مصرف شد. هر حلقه فقط حدود ۲.۵ تا ۳ دقیقه امکان فیلمبرداری مداوم داشت و بعد باید دوباره بارگذاری میشد.

نولان حتی برای دیدن قاب تصویر از یک منظرهیاب مبتنی بر دوربین مدیومفرمت استفاده کرد. این حجم از وسواس فنی شاید برای یک فیلم عادی غیرمنطقی به نظر برسد. اما «ادیسه» برای نولان یک فیلم عادی نبود. او میخواست تماشاگر وقتی به اقیانوس نگاه میکند، احساس کند واقعاً در برابر اقیانوس ایستاده است.
نولان سالهاست معتقد است صفحه بزرگ IMAX میتواند تصویر را آنقدر گسترده کند که بخشی از میدان دید تماشاگر را پر کند و حس غوطهوری ایجاد شود. خودش این تجربه را نزدیک به نوعی احساس سهبعدی، بدون نیاز به عینک، توصیف کرده است. در نتیجه فیلم دیگر فقط چیزی نیست که تماشا میکنید؛ تبدیل میشود به جایی که چند ساعت در آن زندگی میکنید.
۳۰۰۰ سال تاریخ روی پرده سینما
شاید مهمترین چالش نولان این باشد. ادیسه یکی از کهنترین داستانهایی است که هنوز به شکل گسترده خوانده و بازگو میشود. داستان اصلی، صدها سال پیش از میلاد مسیح شکل گرفته، اما عجیب اینجاست که مفاهیمش هنوز غریبه نیستند. مفاهیمی که در دل داستان هومر قرار دارند تاریخ انقضا ندارند. شاید به همین دلیل است که نولان لازم نبوده داستان هومر را کاملاً از نو اختراع کند، فقط کافی بوده آن را با زبان سینما ترجمه کند.
نولان چه چیزی به ادیسه هومر اضافه کرده است؟
یکی از جذابترین جنبههای فیلم این است که نولان تلاش نکرده صرفاً تصویرسازی مستقیم کتاب هومر باشد. او داستان را به زبان خودش تعریف کرده است. نولان علاقه خاصی به بازی با زمان، حافظه، انتخاب و سرنوشت دارد؛ از Memento گرفته تا Inception و Oppenheimer. بنابراین طبیعی است که در «ادیسه» نیز زمان و سرنوشت فقط پسزمینه نباشند.
حتی ساختار روایت فیلم نیز در خدمت همین نگاه قرار میگیرد و داستان را به چیزی بیش از مجموعهای از ماجراهای اساطیری تبدیل میکند.
فیلم ساختاری خطی ندارد و سکانس های مختلف از زمان های مختلف پخش میشوند و مخاطب خودش باید تشخیص دهد چه سکانسی برای چه زمانی است.
فروش The Odyssey؛ اودیسئوس بر گیشه هم پیروز شد
«ادیسه» فقط یک موفقیت هنری نیست. این فیلم در افتتاحیه آمریکای شمالی ۱۲۳.۵ میلیون دلار فروش کرد و در ادامه، فروش جهانی آن به بیش از ۱.۵ میلیارد دلار رسید. بر اساس آخرین دادههای موجود، مجموع فروش جهانی فیلم حدود ۱.۵۶ میلیارد دلار است؛ رقمی بیش از شش برابر بودجه تولید ۲۵۰ میلیون دلاری.
اما شاید جالبترین رکورد به IMAX مربوط باشد. ین فیلم در کمتر از یک ماه به پرفروشترین فیلم تاریخ IMAX تبدیل شد و درآمد IMAX آن از ۲۸۹ میلیون دلار عبور کرد. این عدد اهمیت دارد، چون ثابت میکند تصمیم نولان برای استفاده افراطی از بزرگترین فرمت تصویری سینما فقط یک وسواس شخصی نبوده است. مردم واقعاً برای دیدن این فیلم روی بزرگترین صفحه ممکن پول دادهاند.
ادیسه نولان؛ وقتی اسطوره دوباره زنده میشود
«ادیسه» فقط بزرگترین و پرهزینهترین ماجراجویی کریستوفر نولان نیست؛ تلاشی است برای زنده کردن داستانی که بیش از سه هزار سال دوام آورده و هنوز درباره چیزهایی حرف میزند که برای انسان امروز آشنا هستند: عشق، غرور، خانواده، فقدان و میل به بازگشت. نولان با تکیه بر بازیگران مطرح، فیلمبرداری تمام IMAX و مقیاسی که کمتر در سینمای امروز دیده میشود، حماسه هومر را به تجربهای برای پرده بزرگ سینما تبدیل کرده است.
شاید راز موفقیت تا بهامروز «ادیسه» هم همین باشد؛ داستان تغییر کرده، دوربینها عوض شدهاند و هزاران سال گذشته، اما انسانِ سرگردان میان جنگ و خانه هنوز همان انسانِ قدیمی است. اودیسئوس برای بازگشت به ایتاکا به یک سفر دهساله رفت؛ نولان سه هزار سال بعد، همان سفر را دوباره آغاز کرده است.

