بهترین بازی های ایرانی برای PC
ما ایرانیها سالهاست بازیهای خارجی را بازی میکنیم؛ از فوتبال و شوترهای معروف گرفته تا نقشآفرینیهایی که گاهی دهها ساعت ما را در دنیای خودشان نگه میدارند. اما یک سؤال کمتر پرسیده شده وجود دارد: ایرانی ها چه بازیهایی برای PC ساخته اند؟
بازیسازی در ایران مسیر سادهای ندارد. بودجه محدود و کمبود سرمایهگذاری باعث شده بسیاری از پروژهها حتی فرصت پیدا نکنند آنطور که باید دیده شوند. با این حال، در میان محدودیتها، بازیهایی ساخته شدهاند که بعضی از آنها فقط برای مخاطب ایرانی جذاب نبودهاند؛ بلکه توانستهاند راه خود را به بازار جهانی هم باز کنند.
از گرشاسپ که یکی از اولین تلاشهای جدی برای ساخت یک اکشن سهبعدی بر پایه اسطورههای ایرانی بود، تا Children of Morta که به یک موفقیت بینالمللی تبدیل شد، مسیر بازیسازی ایران پر از پروژههایی است که هرکدام داستان خودشان را دارند.
بعضی از این بازیها شاهکارند، بعضی جاهطلبانه بودند و بعضی هم شاید از نظر فنی با استانداردهای امروز فاصله داشته باشند. اما وجه مشترک همه آنها یک چیز است: ایده ساخت یک بازی ایرانی و تلاش برای دیدهشدن در صنعتی که رقابت در آن آسان نیست.
در این مقاله از میهنمگ سراغ بهترین بازی های ایرانی برای PC رفتهایم؛ آثاری که به دلایل مختلف، از کیفیت و خلاقیت گرفته تا اهمیت تاریخی و میزان دیدهشدن در خارج از ایران، ارزش شناختن و بازی کردن دارند.
1- Children of Morta؛ بازی ایرانی که مرزها را رد کرد
وقتی صحبت از موفقترین بازی ایرانی در بازار جهانی میشود، تقریباً غیرممکن است نام Children of Morta را نادیده بگیریم.
این بازی توسط استودیوی Dead Mage ساخته و در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. Children of Morta یک اکشن نقشآفرینی داستانمحور است که خانواده برگسون را در مرکز داستان قرار میدهد؛ خانوادهای که اعضای آن هرکدام تواناییها و سبک مبارزه خاص خودشان را دارند و باید در برابر نیرویی به نام Corruption ایستادگی کنند. نسخه PC بازی از همان ابتدا مورد توجه قرار گرفت و در استیم نیز بازخورد بسیار مثبتی از کاربران گرفته است.
اما چرا Children of Morta اینقدر مهم است؟
این بازی یک محصول کامل است؛ طراحی هنری پیکسلی، موسیقی، مبارزات، روایت خانوادگی و ساختار روگلایت در کنار هم قرار گرفتهاند تا تجربهای بسازند که برای تمام مخاطبان جذاب باشد .زبان فارسی در میان زبانهای پشتیبانیشده نسخه استیم قرار دارد.
Children of Morta یک اتفاق مهم را ثابت کرد: بازیساز ایرانی میتواند اثری بسازد که مخاطب خارجی بدون هیچ توضیح اضافهای با خود بازی ارتباط برقرار کند و شاید همین بزرگترین موفقیت باشد.
2- The Tale of Bistun؛ وقتی بیستون وارد دنیای بازی شد

اگر Children of Morta نشان داد یک استودیوی ایرانی میتواند در بازار جهانی رقابت کند، The Tale of Bistun مسیر متفاوتی را انتخاب کرد؛ این بار هویت و ادبیات ایرانی مستقیماً وارد قلب بازی شدند. بازی توسط Black Cube Games ساخته و در سال ۲۰۲۲ منتشر شد.
داستان درباره یک سنگتراش فراموشکار است که در دامنه کوه بیستون به دنبال گذشته خود میگردد. بازی از منظومه عاشقانه خسرو و شیرین الهام گرفته و فضای اسطورهای خود را با مبارزات اکشن و اکتشاف ترکیب میکند. کوه بیستون، روایت خسرو و شیرین و فضای اسطورهای آن، بخش اصلی هویت بازی هستند. این موضوع اهمیت زیادی دارد. چون یکی از سختترین کارها در بازیسازی این است که یک داستان یا اسطوره بومی را طوری روایت کنیم که برای مخاطبی در آن سوی دنیا هم جذاب باشد.
بازی در استیم بازخورد Very Positive دارد و حتی زبان فارسی نیز برای رابط کاربری و زیرنویس آن در نظر گرفته شده است. شاید The Tale of Bistun بزرگترین بازی این فهرست نباشد، اما یک سؤال مهم را پاسخ میدهد: آیا برای جهانی شدن باید شبیه دیگران باشیم؟ خیر.
3- Garshasp: The Monster Slayer؛ وقتی گرشاسپ شمشیر را برداشت
قبل از آنکه Children of Morta نام بازیسازهای ایرانی را در سطح بینالمللی پررنگتر کند، بازیای به نام Garshasp: The Monster Slayer تلاش کرد یک قهرمان اسطورهای ایرانی را وارد قالب بازیهای اکشن سهبعدی کند.

گرشاسپ در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و بازیکن را در نقش همان پهلوان اسطورهای قرار میداد؛ قهرمانی که باید با هیولاها مبارزه کند و گرز افسانهای خاندانش را پس بگیرد. بازی ترکیبی از مبارزات تنبهتن، سکوبازی و اکتشاف بود و بر پایه اسطورههای ایران باستان طراحی شده بود.
اگر امروز گرشاسپ را بازی کنید، احتمالاً خیلی زود متوجه میشوید که بازی از نظر فنی پیر شده است. انیمیشنها، طراحی مراحل و بعضی مکانیکها دیگر نمیتوانند با بازیهای امروزی رقابت کنند. بازخورد کاربران استیم هم چندان درخشان نیست و امتیاز کلی آن در محدوده متوسط قرار دارد. اما مشکل اینجاست که قضاوت گرشاسپ فقط با معیار سال ۲۰۲۶ چندان منصفانه نیست.
در سال ۲۰۱۱ ساخت یک بازی اکشن سهبعدی با قهرمانی از اسطورههای ایرانی، برای یک تیم مستقل ایرانی، پروژهای جاهطلبانه بود. سازندگان حتی توانستند بازی را روی Steam عرضه کنند؛ چیزی که آن زمان برای بسیاری از استودیوهای داخلی اتفاقی ساده نبود. گرشاسپ شاید شاهکار نباشد، اما یکی از آن بازیهایی است که برای باز کردن یک در ساخته شد.
4- Shadow Blade: Reload؛ یک بازی کوچک با ایدهای دقیق

همه بازیها قرار نیست جهانهای عظیم و داستانهای تاریخی داشته باشند. Shadow Blade: Reload ساخته Dead Mage نمونه متفاوتی است؛ یک اکشن پلتفرمر سریع که بازیکن را در نقش Kuro قرار میدهد و او را وارد محیطهایی پر از تله، دشمن و مسیرهای دشوار میکند.
بازی در سال ۲۰۱۵ روی Steam منتشر شد و برخلاف چیزی که شاید از محیط آن حدس بزنید، نسخه PC کاملاً رسمی دارد. بازخورد کاربران نیز بسیار مثبت بوده و در زمان بررسی، حدود ۸۶ درصد نقدهای Steam آن مثبت بودهاند.
نقطه قوت Shadow Blade پیچیدگی عجیب آن نیست؛ بلکه تمرکز است. بازی میداند چه میخواهد باشد: سریع، سخت و روان.
در صنعتی که گاهی استودیوهای کوچک تلاش میکنند با پروژههای بیش از حد بزرگ با غولهای صنعت رقابت کنند، Shadow Blade مسیر عاقلانهتری را انتخاب کرده است. یک ایده مشخص، یک گیمپلی مشخص و تلاش برای اجرای درست همان ایده. گاهی همین کافی است.
5- Engare؛ وقتی بازی به هنر و هندسه تبدیل میشود

در میان تمام بازیهای این فهرست، Engare احتمالاً متفاوتترین اثر است. نه شمشیر دارد، نه ارتش، نه شخصیت اسطورهای و نه داستان مفصلی.
Engare ساخته مهدی بهرامی است و درباره حرکت، هندسه و شکلهایی است که از دل حرکت ماشینهای ساده به وجود میآیند. بازی همزمان یک پازل و نوعی ابزار طراحی است و بازیکن را تشویق میکند با خطوط، فرمها و الگوهای هندسی بازی کند.
ایده در نگاه اول ساده به نظر میرسد. اما همین سادگی، نقطه قوت Engare است. در حالی که بخش بزرگی از صنعت بازی تلاش میکند هر سال جهانهای بزرگتر، انفجارهای بیشتر و گرافیک سنگینتر ارائه دهد، Engare مسیر کاملاً دیگری را انتخاب میکند و از یک سؤال ساده شروع میشود: آیا حرکت میتواند خودش تبدیل به هنر شود؟
بازخورد بازی در Steam هم بسیار خوب بوده و حدود ۹۴ درصد نقدهای کاربران آن مثبت است. Engare شاید بازیای نباشد که میلیونها نفر تجربه کرده باشند، اما نمونهای مهم از این است که یک بازی ایرانی میتواند بهجای تقلید از قالبهای مشهور، قالب خودش را بسازد.
6- سفیر عشق؛ وقتی تاریخ ایران وارد یک بازی اکشن شد

بعضی بازیها را باید به خاطر کیفیتشان دید و بعضی را به خاطر مسیری که برای بازیسازی ایران باز کردهاند. Ambassador of Love یا سفیر عشق بیشتر به دسته دوم تعلق دارد.
این بازی توسط استودیوی رسانا شکوه کویر ساخته شد و در سال ۲۰۲۰ برای ویندوز منتشر شد. داستان بازی در فضای تاریخی صدر اسلام روایت میشود و شخصیت اصلی آن، «مهران»، شخصیتی ایرانی است که در جریان حوادث کوفه قرار میگیرد. از نظر گیمپلی نیز سفیر عشق یک بازی اکشن سومشخص با تمرکز بر مبارزات Hack and Slash است.
اما چیزی که سفیر عشق را برای مخاطب ایرانی جذاب میکند، فقط داستان آن نیست. طراحی محیطهای تاریخی، شخصیتهای شناختهشده، دوبله فارسی و تلاش برای ساخت یک بازی در مقیاسی بزرگتر از بسیاری از پروژههای داخلی، باعث شد سفیر عشق در زمان انتشار توجه زیادی به خود جلب کند. نقدهای آن البته کاملاً یکدست نبودند و مشکلات فنی و بهینهسازی هم یکی از نقاط ضعف مهم بازی محسوب میشد.
با این حال، شاید مهمترین اتفاق درباره سفیر عشق این باشد که قرار نبود پایان داستان باشد. این بازی قسمت اول مجموعهای سهقسمتی بود؛ مجموعهای که قرار بود در ادامه به داستان مختار ثقفی برسد. اما این سهگانه هرگز کامل نشد و تنها دو قسمت از آن به انتشار رسیدند.
7- مختار: فصل قیام؛ قسمت دوم سهگانهای که هیچوقت کامل نشد

Mokhtar: Uprising Season یا مختار: فصل قیام، دومین قسمت از مجموعه سفیر عشق است؛ بازیای که داستان شخصیت تاریخی مختار ثقفی را دنبال میکند.
بازی در سال ۲۰۲۱ برای ویندوز منتشر شد و همان سبک اکشن سومشخص را ادامه داد. داستان آن دورهای از زندگی مختار را روایت میکند که به زندان ابن زیاد، سفر به مکه و شکلگیری قیام او مربوط میشود. بازی ۱۲ مرحله دارد و تلاش کرده نسبت به نسخه نخست در بخشهایی مانند گرافیک، بهینهسازی و گیمپلی پیشرفت کند.
مختار از یک جهت برای بازیسازی ایران مهم است: سازندگان این بار فقط یک پروژه جداگانه نساخته بودند؛ آنها داشتند یک جهان داستانی چندقسمتی میساختند. اما این پروژه در نهایت متوقف شد.
قرار بود سفیر عشق یک سهگانه باشد، اما قسمت سوم به دلیل استقبال کم و انتقادهای واردشده ساخته نشد. بنابراین امروز با مجموعهای روبهرو هستیم که دو قسمت منتشرشده دارد و قسمت سومش هیچوقت منتشر نشد. شاید اگر قسمت سوم ساخته میشد، امروز درباره سفیر عشق و مختار با نگاه متفاوتی صحبت میکردیم.
اما همین دو بازی هم نشان میدهند که بازیسازهای ایرانی زمانی تصمیم گرفتهاند با پروژهای بلندپروازانه، سراغ یکی از پرریسکترین مسیرهای ممکن بروند: ساخت یک مجموعه چندقسمتی با داستان تاریخی.
8- E.T. Armies؛ ایران در نقش یک شوتر علمیتخیلی

حالا تصور کنید یک تیم ایرانی تصمیم بگیرد یک بازی اولشخص علمیتخیلی بسازد. نه یک بازی ساده؛ یک شوتر که برای PC توسعه داده شود، دنیای آینده خودش را داشته باشد و حتی به بازار بینالمللی برسد. نتیجه، E.T. Armies بود.
این بازی توسط Raspina Studio ساخته شد و در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. E.T. Armies یک شوتر اولشخص علمیتخیلی است که در آیندهای آخرالزمانی اتفاق میافتد؛ جایی که زمین ویران شده و درگیری میان گروههای مختلف به مرکز داستان تبدیل شده است. نسخه PC بازی روی Steam نیز منتشر شد.
البته E.T. Armies را نمیتوان در حد بهترین شوترهای تاریخ قرار داد. بازخورد عمومی بازی متوسط است و از نظر طراحی و اجرای فنی، ایرادهایی دارد. اما مسئله اصلی جای دیگری است. این پروژه نشان داد بازیسازی ایران لزوماً نباید در قالبهای امن و کوچک باقی بماند.
ساخت یک شوتر علمیتخیلی، آن هم در بازاری که مخاطبش بازیهایی مثل Call of Duty و Battlefield را میشناسد، ریسک بزرگی است. E.T. Armies در این رقابت برنده نشد؛ اما وارد مسابقه شد.
جمعبندی؛ بازیسازی ایران هنوز داستانش را تمام نکرده است
بهترین بازی های ایرانی برای PC لزوماً بازیهایی نیستند که همه آنها را بتوان شاهکار نامید. بعضی از آنها از نظر فنی مشکلات جدی دارند. بعضی قدیمی شدهاند و بعضی حتی نتوانستهاند به موفقیت تجاری بزرگی برسند. اما اگر همه آنها را فقط با یک عدد در Steam یا Metacritic قضاوت کنیم، بخشی از داستان را از دست دادهایم.
چون این بازیها فقط محصول نیستند؛ قطعههایی از مسیر بازیسازی ایراناند.
گرشاسپ تلاش کرد اسطورههای ایرانی را وارد یک بازی اکشن کند.
سفیر عشق و مختار سراغ تاریخ رفتند و حتی برای ساخت یک مجموعه سهقسمتی برنامه داشتند؛ مجموعهای که در نهایت با دو قسمت تمام شد.
E.T. Armies خواست یک شوتر علمیتخیلی ایرانی باشد.
Engare به جای تقلید، مسیر خودش را ساخت.
و Children of Morta نشان داد که یک استودیوی ایرانی میتواند بازیای بسازد که در آن سوی دنیا هم مخاطب پیدا کند.
شاید هنوز فاصله زیادی با بزرگترین صنعتهای بازیسازی دنیا داشته باشیم.
شاید بزرگترین مشکل بازیسازی ایران این نباشد که بازیساز خوب نداریم. شاید مشکل این باشد که بسیاری از بازیهای خوب، هیچوقت فرصت کافی برای دیدهشدن پیدا نمیکنند.


دیدگاه کاربران (1 دیدگاه)