کانال میهن مگ در بله ایجاد شد و تا پایان قطعی خدمتتون هستیم!

صفحه اصلی/بازی ویدیویی و برترین بازی ها و نقد و بررسی بازی ها : 5 بازی آرام‌‌بخش؛ وقتی بازی‌ها حرف نمی‌زنند، اما فریاد می‌کشند

5 بازی آرام‌‌بخش؛ وقتی بازی‌ها حرف نمی‌زنند، اما فریاد می‌کشند

5 بازی آرام‌‌بخش

مقدمه، 5 بازی آرام‌بخش

بعضی بازی‌ها برایت داد می‌زنند. انفجار پشت انفجار، دیالوگ پشت دیالوگ، نوتیفیکیشن پشت نوتیفیکیشن. اما یک ژانر آرام و اصیل در دنیای بازی‌های ویدیویی وجود دارد که دقیقاً برعکس این عمل می‌کند. اینجا نه گلوله‌ای شلیک می‌شود، نه غول آخری در کار است، و حتی بعضی اوقات یک کلمه دیالوگ هم بین شخصیت‌ها رد و بدل نمی‌شود. نام این ژانر را «Walking Simulator» گذاشته‌اند؛ اسمی که شاید در ابتدا تحقیرآمیز به نظر می‌رسید، اما حالا به پرچم افتخار بازی‌هایی تبدیل شده که به جای دادن هیجان، آرامش را معنا میکنند.

در این مقاله، سفری داریم به درون 5 اثر ماندگار در این ژانر: Journey، ABZÛ، GRIS, Sword of the Sea و Firewatch. پنج بازی که به جای توضیح دادن، نشانت می‌دهند و به جای فتح کردن، دعوتت می‌کنند به حس کردن.

Journey (2012)؛ سفری که تو را زائر می‌کند

تصور کنید وسط یک کویر بی‌انتها از خواب بیدار شوی. نه نقشه‌ای داری، نه راهنمایی، نه حتی اسمی. فقط یک کوه نورانی در دوردست که انگار تمام هستی تو را به سمت خودش می‌خواند. این نقطه شروع Journey است، شاهکاری از استودیوی Thatgamecompany که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و خیلی زود به یکی از تأثیرگذارترین بازی‌های مستقل تاریخ تبدیل شد.

گیم‌پلی Journey به طرز شوکه‌کننده‌ای ساده است: راه برو، پرواز کن و گاهی با پارچه‌های جادویی که در مسیرت هست ارتباط برقرار کن. اما قدرت واقعی بازی در همین سادگی نهفته است. Journey از آن دست بازی‌هایی است که سازندگانش تصمیم گرفتند دستورالعمل‌های مرسوم بازی‌سازی را دور بریزند و به جای آن، یک تجربه احساسی خلق کنند.

نکته نبوغ‌آمیز Journey سیستم چندنفره‌ی آنلاین آن است. در طول سفر، ممکن است ناگهان بازیکن دیگری را ببینی که مثل تو گم شده و دنبال مسیر می‌گردد. می‌توانید با هم سفر کنید، همدیگر را شارژ کنید و حتی از موانع سخت با هم عبور کنید. اما هیچ راهی برای حرف زدن با هم ندارید. نه چت، نه اسم، نه هیچ اطلاعاتی. فقط یک سری نت‌های موسیقایی کوتاه. و جالب‌ترین بخش ماجرا اینجاست: اسم بازیکن همراهت را فقط در پایان بازی، آن هم در تیتراژ پایانی می‌فهمی.

منتقدان شیفته این تصمیم شدند. این که چطور یک بازی می‌تواند بدون حتی یک کلمه دیالوگ، حس رفاقت و همدلی عمیق بین دو غریبه ایجاد کند. سایت متاکریتیک به Journey امتیاز تحسین‌برانگیز ۹۲ را داد و بازی نامزد جایزه گرمی برای بهترین موسیقی متن شد. موسیقی آستین وینتوری آنقدر با گیم‌پلی عجین شده که گاهی نمی‌فهمی این ملودی است که مسیر را به تو نشان می‌دهد یا خودت موسیقی را قدم به قدم می‌سازی.

ABZÛ (2016)؛ سمفونی زیر آب

اگر Journey سفر در خشکی باشد، ABZÛ سفر به اعماق اقیانوس است. ساخته مت ناوا، کارگردان هنری Journey، این بازی هر چیزی که در سلف خودش جواب داده بود را برداشت و به دنیای زیر آب آورد.

داستان ABZÛ به همین سادگی است: یک غواص در میان اقیانوسی بی‌انتها از خواب بیدار می‌شود. آب‌های فیروزه‌ای، ماهی‌های رنگارنگ، خرابه‌های تمدنی باستانی و نهنگ‌هایی که بی‌صدا از بالای سرت عبور می‌کنند. وظیفه تو؟ شنا کن. کشف کن. و بگذار زیبایی تو را غرق کند.

منتقدان ABZÛ را «سمفونی زیر آب» نامیدند. هر لحظه از بازی مثل یک تابلوی نقاشی متحرک است که موسیقی آستین وینتوری (همان آهنگساز Journey) آن را کامل می‌کند. بعضی منتقدان معتقدند روایت ABZÛ کمی از Journey گنگ‌تر است و شاید نتواند همان تأثیر عاطفی عمیق را بگذارد. اما همه قبول دارند که ABZÛ یک تجربه مراقبه‌ای و آرامش‌بخش است که مشابهش را به ندرت می‌توان در بازی‌های دیگر پیدا کرد.

GRIS (2018)؛ آبرنگی که غم را می‌شوید

اگر تا به حال با خودت فکر کرده‌ای «کاش می‌شد یک نقاشی آب رنگ را بازی کنم»، GRIS دقیقاً همان است. ساخته استودیوی اسپانیایی Nomada Studio، این بازی یک شاهکار بصری است که بدون حتی یک خط دیالوگ، داستان عمیقاً شخصی و تأثیرگذاری را روایت می‌کند.

GRIS داستان زن جوانی است که بعد از یک تراژدی شخصی، دنیای اطرافش رنگ می‌بازد. وظیفه تو این است که رنگ‌ها را قدم به قدم به زندگی‌اش برگردانی. هر مرحله از بازی یک رنگ جدید اضافه می‌کند: قرمز خشم، سبز امید، آبی اندوه… و این فقط یک انتخاب هنری نیست، بلکه خود روایت است. داستان از طریق تصاویر، انیمیشن‌ها و تغییرات ظریف محیطی منتقل می‌شود.

منتقدان عاشق GRIS شدند. بازی در استیم امتیاز «Overwhelmingly Positive» را از بیش از ۵۵ هزار کاربر دریافت کرد و بیش از یک میلیون نسخه فروخت. نکته جالب اینجاست که GRIS فقط در ۷ روز اول انتشار، کل هزینه تولیدش را جبران کرد و به سوددهی رسید. این یعنی یک بازی آرام و هنری که نه تیراندازی دارد و نه رقابت آنلاین، می‌تواند به موفقیت تجاری عظیمی برسد.

Firewatch (2016)؛ تنهایی در دل طبیعت

Firewatch از جهاتی با سه بازی قبلی فرق دارد. اینجا خبری از ویرانه‌های باستانی یا اقیانوس‌های خیالی نیست. کل داستان در جنگل‌های وایومینگ می‌گذرد، جاییکه نقش هنری یک آتش‌بان فراری از مشکلات زندگی شخصی را بازی می‌کنیم. تنها همدمت؟ یک بی‌سیم که در آن سویش زنی به نام دلایلاه نشسته و با تو حرف می‌زند.

منتقدان Firewatch را به خاطر داستان‌گویی بی‌نظیرش ستایش کردند. با اینکه این بازی برخلاف سه بازی قبلی دیالوگ دارد، اما قدرت اصلی‌اش در سکوت بین دیالوگ‌ها و تنهایی‌ای است که در جنگل حس می‌کنی. تو، یک غریبه و یک راز. داستان آرام آرام از خلال صحبت‌های رادیویی و نشانه‌های محیطی گره می‌خورد و در نهایت، تصمیم با توست که می‌خواهی چطور ماجرا را تفسیر کنی.

Firewatch با بودجه نسبتاً کمی ساخته شد اما موفقیت تجاری بزرگی به دست آورد. بازی تا اواخر ۲۰۲۵ حدود ۳.۲ میلیون نسخه فروخت و برنده جوایز متعددی از جمله «بهترین بازی اول» از آکادمی بفتا شد. شاید راز موفقیت Firewatch در این باشد که برخلاف Journey یا ABZÛ، فضایش کاملاً زمینی و واقع‌گرایانه است. اینجا خبری از فانتزی نیست؛ فقط یک مرد، یک جنگل و یک دنیا حرف‌های ناگفته.

Sword of the Sea (2025)؛ بازگشت به ریشه‌ها در صحرایی تازه

اگر حس کنی Journey و ABZÛ با هم ترکیب شده‌اند، Sword of the Sea دقیقاً همان جاست . این بازی ساخته‌ی استودیوی Giant Squid، یعنی همان تیمی که ABZÛ را ساخت، است. اما این تمام ماجرا نیست: کارگردان این بازی مت ناواست، کسی که قبلاً کارگردان هنری Journey بود و حالا تمام تجربه‌اش را در این اثر جدید ریخته است و در کنارش، آستین وینتوری، همان آهنگساز افسانه‌ای Journey، دوباره برگشته تا با موسیقی‌اش به این کویرِ خاموش جان بدهد.

خود بازی تو را در نقش شوالیه‌ای به نام Wraith قرار می‌دهد که سوار بر یک شمشیر شناور، روی تپه‌های شنی سر می‌خورد و با پیدا کردن بذرهای اقیانوس، آب را قدم به قدم به این سرزمین خشکیده برمی‌گرداند . گیم‌پلی ترکیبی از اسنوبرد، اسکیت‌بورد و موج‌سواریست، اما نه از نوع پرهیاهوی مسابقه‌ای، که از نوع آرام و مراقبه‌ای‌اش . منتقدان امتیاز ۸۸ را در متاکریتیک برایش ثبت کرده‌اند و بعضی‌ها آن را «تکاملی مستقیم بر تجربه فراموش‌نشدنی Journey» نامیده‌اند. تنها نقد جدی به بازی، کوتاهی بیش از حدش است — حدود ۳ تا ۴ ساعت . اما همان لحظات کوتاه، آنقدر پر از سکوت و زیبایی‌ست که شاید تا مدت‌ها در ذهنت بماند.

جمع‌بندی، میراث سکوت:

بعضی‌ها ناجوانمردانه به این سبک می‌گویند «شبیه‌ساز پیاده‌روی». غافل از اینکه در این سکوت و سکون، خبری از یک انفجار آرام و درونی است. ما در میهن مگ این آثار را فقط یک ژانر نمی‌دانیم؛ یک بیانیه می‌دانیم. بیانیه‌ای که می‌گوید «بازی ویدیویی» الزاماً به معنی برنده شدن نیست. گاهی بازی یعنی گم شدن در یک کویر، یک اقیانوس، یک تابلوی نقاشی. و نکته اینجاست: بعضی از آدم‌ها، فقط وقتی گم می‌شوند، خودشان را پیدا می‌کنند.

چقدر این مقاله برای شما مفید بود؟

برای رای دادن روی ستاره کلیک کن!

میانگین امتیازات : 5,0 / 5. تعداد امتیازات : 1

تا الان هیچکس نظر نداده ! تو اولین نفر باش!

مقالات مرتبط

8 تا از بهترین بازی های ایرانی برای PC؛ از فرزندان مورتا تا مختار و انگاره

بهترین بازی های ایرانی برای PC ما ایرانی‌ها سال‌هاست بازی‌های خارجی را بازی می‌کنیم؛ از فوتبال و…

EA Sports FC 27؛ هر آنچه درباره نسخه جدید شبیه‌ ساز فوتبال EA می‌دانیم

سری EA Sports FC در مدت کوتاهی توانست پس از جدایی EA از برند FIFA، جایگاه خود…

Fallout 5؛ هر آنچه تاکنون درباره بازی جدید بتسدا می‌دانیم | بررسی کامل آخرین اخبار

Fallout 5 یکی از موردانتظارترین بازی‌های صنعت گیم است؛ عنوانی که سال‌هاست طرفداران مجموعه Fallout درباره آن…

دیدگاهتان را بنویسید